رطل گران توان زد
بالاخره کسی باید همت کند واین ها را بگوید .وفرض اش را براین بگذارد که انگار دارد نامه ای خطاب به تمام شاعران امروز فارسی زبان می نویسد.
بله!باید کسی باشد وبگوید که این محفل گرایی ها ونوع خاص روابط که متاسفانه به عرصه ی رسانه ها نیز کشیده شده است؛نفس همه ی اهالی اهل را گرفته وفضاهارا در مهی از سطحی نگری فرو برده است.
(باید این گفته ها به معنی پس زدن تمام حجاب هایی باشد که هستی (من )را در برابر (من)می پوشاند و(من)را از (من)دور می کند .)
و اما شاهدم!؟
نگاه شفافی است که به اطرافم می اندازم.کا فی است که بی عینک نگاهی به وضعیت فعلی ادبیات بی اندازیم ؛ و رکود جاری را با چشم خود ببینیم.و از خود بپرسیم چگونه است که شاعران ونویسندگان می توانند با آثارشان بیگانه شوند (یا بهتر است بگویم از خود بیگانه شوند)وبالطبع مخاطب نیز در مقابل این آثار وضعیتی بهتر از نویسندگان شان نداشته باشند.
(یعنی ما با ادبیاتی رودر رو هستیم که اهالی اش هستی خود را از دست داده وخود را با هستی کاذبی مشغول کرده اند.)
در چنین شرایطی خوانش اسم زیبا وبه جایی ست .یعنی دوری جستن از حقیقت سازی های رایج وکالاشده گی ها؛خوانش باز کردن راه فرعی ای است در بزرگراهی که رسیدن به( ) ودوری جستن از( )را از پیش رویمان بر می دارد، همان گونه که پیش رویمان قرار می دهد.
بدین ترتیب نیاز است که ادبیات را درک و آن درک را عیان کنیم.وبی شک در این گونه از نگریستن ادبیات می ماند و تنها ادبیات ؛ که بیشترین جلوه هایش را فی الواقع در آن نوعی می بینیم که دیده نشده است یا نمی شود ؛ در آثاری که تا وقتی جوان وپویا هستند مورد هجوم قرار می گیرند وآن گاه که مشمول مرور زمان می شوند و در حوزه ی آشنای هرروزمان قرار می گیرند ؛( گویی آن زمان تازه وارد حوزه زیبا یی سناسی مان می شوند)به عنوان آثاری بی بدیل –البته از نظر من برای موزه های زبان فارسی – مورد ستایش قرار می گیرند .(گویی انسان ایرانی به دیر رسیدن عادت کرده است )
خوانش می خواهد پاگرفتن ادبیات باشد وادبیات وتنها ادبیات ؛ بدین ترتیب بستری است برای شاعران ونویسندگان واقعی امروز ؛ این است را ه یک خوانش گر و این یک راه است.
مازیار نیستانی
دبیر هیئت تحریریه
پا ورقی هایی که برای این نامه در نظر گرفته ام بدین شرح می باشند:
1- از وقتی که وارد مجله ی خوانش شدیم دو هفته ای می گذشت که متوجه شدیم ممکن است مجوزمان باطل شود زیرا در یک سال گذشته به دلیل مشکلاتی که برای خانم صالحی مدیر مسئول محترم مجله پیش آمده بود نشد که شماره ای از خوانش در بیاید .بدین ترتیب به هر دری زدیم که شماره ای چاپ شود واز ابطال مجوز جلوگیری شود ومسلم است که در چنین شماره ای با شرایطی که داشت به ایدئال های خود نرسیم . اما ما تازه شروع کرده ایم و راه را قبول داریم.
2-امسال ، که من آن را سال مرگ هنرمند می دانم نه هنر؛ عزیزان زیادی را از دست دادیم منوچهر آتشی ، م،آزاد، مرتضی ممیز، آرمان شمس ، مهدی قهاری و به تازه گی بهرام اردبیلی و مسلم است که با رفتن هر عزیزی چهره در غم کشیده ایم و می کشیم .پس خواستیم در این شماره یاد بعضی از این نفرات را به جا بیاوریم که یادشان با ماست و روح شان در آرامش...
نقد ادبی